کسی که چند قسمت از سریالهای "رویای سبز"  یا  "قصه های جزیره" را دیده باشد، می تواند ادعا کند که تصویر واضح و پرجزئیاتی از زندگی مردم ساکن جزیره پرنس ادوارد در نیمه دوم قرن نوزدهم و همینطور، از مناسبات اجتماعی و ارزشهای اخلاقی حاکم بر جامعه آنها دارد. این یکی از مهمترین وجوه آثار مونتگومری است؛ نویسنده ای که این سریالهای شناخته شده، بر اساس رمانهای او نوشته شده اند.

از مزایای همۀ آثار ادبی -متعلق به هر زمان و مکانی که باشند- این است که چنین اطلاعاتی را در اختیار خوانندۀ خود قرار می دهند و به او کمک می کنند تصویری از پس زمینه فرهنگی داستان برای خود بسازد. اما تصاویر لوسی مود مونتگومری به دلیل وضوح و جزئیات بسیار و تمرکز بر زندگی زنان، متمایز و مشهورند. در میان آثار او، مجموعه هشتگانه "آنه شرلی" این خصوصیت را بیش از بقیه آثار به نمایش می گذارد؛ زیرا این مجموعه، یک بازۀ زمانی نسبتا طولانی (50ساله) را روایت می کند و نمایانگر تغییراتی است که فرهنگ یک جامعه در چنین بازه ای متحمل می شود.

آثار مونتگومری و به خصوص مجموعه رمانهای "آنه شرلی" را با بیان شاعرانۀ آن می شناسند؛ اما این بیان شاعرانه باعث نشده است نویسنده در توصیف زمینۀ زمانی-مکانی داستان و جزئیات زندگی شخصیتها، از واقع گرایی فاصله بگیرد. در حقیقت می توان واقع گرایی مونتگومری را یکی از دقیقترین، سختگیرترین، جزئی‌نگر ترین، و البته انسان‌محور ترین نمونه های واقع گرایی در آثار ادبی دانست؛ تا آنجا که از توصبف معماری خانه ها، آرایش باغچه ها، مدهای لباس، فهرست غذاهای مهمانی ها، و بازگویی افکار و مونولوگ‌های اشخاص نیز نمی گذرد. با این حال، شیوۀ خاص او در نگارش و تعادلی که بین توصیف و روایت برقرار میکند، اجازه نمی‌دهد کثرت توصیفات، نثرش را دیرخوان و کسل‌کننده نماید. در نهایت، از مجموعه این توصیفات جزئی، تابلویی ساخته می‌شود که سبک زندگی اجتماع مورد وصف و به طور خاص جایگاه زنان این اجتماع را با وضوح بسیار نمایان میکند.

اصول اخلاقی در آثار مونتگومری، که غالبا در سالهای پیش از جنگ جهانی اول می‌گذرند، شباهت و همانندی کاملی با اصول اخلاقی آثار کلاسیک دارند. در اینجا هنوز خبری از نسبی‌گری اخلاقی و ترجیح فرد و امیال او بر اجتماع و منافع آن نیست. نویسنده (برخلاف نویسندگان سالهای پس از جنگ) بدون هیچ خودداری و اکراهی شخصیتهایش را مورد قضاوت اخلاقی قرار می‌دهد و اعمال آنها را به "خوب"  و  "بد" تقسیم میکند. شجاعت، صداقت، وقار و پاکدامنی، و خویشتنداری؛ ارزشهای نویسنده و اجتماع هستند و مونتگومری بدون اینکه زمانی صرف تحلیل و اثبات این ارزشها کند، به سادگی و با صراحت و صداقت تمام از آنها دفاع میکند. او طرفدار نظمی است که برای هر فرد در جامعه جایگاهی ویژه و حقوق و وظایف ویژه تعیین کند. زن و مرد، جوان و میانسال و سالخورده، فقیر و غنی، هر یک وظایف و جایگاه خودشان را دارند و با توجه به آن مورد قضاوت قرار می‌گیرند.

قهرمانهای مونتگومری غالبا زنان هستند. از این رو درباره جایگاه زنان و وظایف و حقوق و مسئولیتهای آنها بسیار بیشتر از مردان سخن می‌گوید. همینطور قضاوتهایی که با خواننده در میان می‌گذارد، بیشتر دربارۀ زنان است تا مردان. از خلال این اظهارنظرها در می‌یابیم که زن ایده‌آل مونتگومری (و البته ایده‌آل جامعۀ او) پیش از هر چیز پایبند خانواده و مسئول حفظ و همبستگی آن است. خانه‌داری و تربیت فرزند مشغولیت‌های اصلی او هستند و هنرمندی و "کدبانوگری" افتخارات او به حساب می‌آیند. اما همین زن در زندگی اجتماعی نیز بسیار فعال و موثر است. عضو انجمن‌های بسیاری است و در تغییر شرایط اجتماعی که در آن زندگی میکنند نقش اصلی و اساسی را دارد. ساختارها و سازمانهایی را طراحی و ایجاد و هدایت میکند که به جای سازمانهای امروزی فعالیت میکنند و بازده بالایی دارند؛ مسئولیت امور خیریه و بهزیستی و امور عام‌المنفعه تماما بر عهده اوست. اوست که در هنگام ضرورت افراد جامعه را متحد میکند تا به جنگ شرایط ناخواسته بروند. زن جوانی که مونتگومری تصویر میکند از زنان نسل گذشته آگاه‌تر و باسوادتر است؛ اهل مطالعه کتاب و نشریه است، گاهی دست به قلم می‌برد، به کالج و دانشگاه رفته و در صورت لزوم می‌تواند نیازهای اقتصادی‌اش را با کار قانونی و شرافتمندانه تأمین کند. با این وجود بین او و زنان نسل گذشته اصطکاک و درگیری وجود ندارد. برعکس، با آنها دوستی عمیقی دارد و تجربیاتشان را به اندازه علم خودش محترم می‌شمارد.

با نگاهی به بیوگرافی لوسی مونتگومری میتوان به عمق وفاداری او نسبت به اصولی که از آنها دفاع میکند پی می‌برد. این نویسنده در زندگی شخصی و خانوادگی خودش، ناملایمات بسیاری داشته و از تفاهمی که در زندگی خانوادگی قهرمانش وصف میکند محروم مانده است. با این حال همچنان در کتابهایش نظم سنتی خانوادگی و احترام و همفکری را تبلیغ میکند. هنر مونتگومری در این است که خواننده را به زیبایی آنچه سبک ایده‌آل زندگی میداند متقاعد میکند، وگرنه پیش از او نویسندگان و خطیبان بسیاری همین اصول اخلاقی را با بیان دیگری تبلیغ کرده اند و به این مقبولیت دست نیافته اند. این هنر به خصوص در هشتمین جلد از مجموعه رمانهای آنه شرلی به خوبی نمایان می‌شود. در این کتاب دومین نسل از قهرمانان مونتگومری با جنگ جهانی اول روبرو می‌شوند. مونتگومری با پرهیز کامل از اغراق در قهرمان سازی و با اصرار بر نمایاندن رنجهای جنگ برای زنانی که در پشت جبهه‌ها از آن حمایت میکنند، چهره‌ای مقاوم، با اراده و قابل احترام از این زنان می‌سازند و به نمایش می‌ گذارد. او موفق می‌شود حس همدردی و احترام خواننده را برای این "مادران و همسران کانادایی" و به دنبال آن برای "ارتش کانادا" بر انگیزد. کاری که هنرمندان بسیاری از کشورها تلاش کرده اند درباره جنگهای خودشان و قهرمانان جنگی خودشان انجام دهند اما در بیشتر موارد ناموفق بوده اند.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی زنان پرس

برچسب‌ها: نویسنده آن شرلی، ال. ام. مونتگومری، کارتون آن شرلی، آن شرلی، کانادا، ادبیات