وقتی صحبت از سال نو میشه، معمولا پای دور ریختن کینه ها، نو کردن درون خود آدم، و ایجاد تغییرهای مثبت در خودمون وسط میاد. کاری نداریم این حرفها تا چه حد تکراری هستن و جنبه شعار دارن. در این پست پنج اصل از کتابهای آنه رو ذکر میکنم، تا شاید با عمل کردن به این اصول یا حداقل تکرار این جمله ها پیش خودمون، از یه راه جدید بتونیم تغییرات خوبی رو در خودمون ایجاد کنیم.


درس اول: "این خوب نیست که فکر کنیم فردا یک روز تازه و بدون اشتباهات است؟"

   نوشته های ال. ام. مونتگومری مدام ما را تشویق میکند که تازگی فردا را، که فرصتی برای شروعی دوباره است، باور داشته باشیم. او خیالمان را راحت میکند که مهم نیست امروز چقدر بد گذشت... فردا هنوز دست نخورده باقیست. ما می توانیم هرکسی که می خواهیم باشیم، می توانیم اشتباهات گذشته را اصلاح کنیم، و در یک چشم بر هم زدن به رویاهایمان برسیم.

درس دوم: "تجربه به من ثابت کرده که اگر ذهنتان را آماده کنید، تقریبا از هر چیزی می توانید لذت ببرید."

   دنیای مونتگومری هم مانند زندگی خیلی از ما آدمها، بی نقص نبود. او در کودکی والدینش را از دست داد، در خانه ای که چندان مجلل نبود بزرگ شد، و هرگز عشق مداوم و مطلوبی که در کتابهایش نوشته بود را در زندگی اش ندید. اما او تصور کرد... خیالپردازی کرد... و در همین حین، کتابهایی زیبا نوشت که باعث شد جایگاهش را در تاریخ ادبیات به دست آورد.

   لوسی به ما آموخت که هرچند زندگی همیشه شاد یا خوشایند نیست، اما مهم این است که روشنایی را درون آن بیابیم. زندگی گذرا و کوتاه است، پس مهم این است که تا می توانید از آن لذت ببرید. اگر از مسیر جاده خارج شوید، از زندگی متنفر خواهید شد.

درس سوم: "خب، ما همه اشتباه می کنیم عزیزم؛ پس آنها را پشت سرت بگذار. ما باید بابت اشتباهاتمان متاسف باشیم و از آنها درس بگیریم، ولی هرگز نباید آنها را دنبال خودمان بکشیم."

   با این سرعت که سال جدید در حال رسیدن است، مهم است که این درس را آویزۀ گوشمان کنیم. هیچ اشتباهی آنقدر بزرگ نیست که اجازه دهیم آینده مان را تعیین کند [اما متاسفانه هستن همچین اشتباه هایی، پس فقط باید در انتخابمون دقت کنیم]. هر اشتباهی که در سال 91 داشتید را دور بریزید. دربارۀ آنها فکر کنید... شکی نیست، اما اجازه ندهید روزهایی که از سال 92 در راهند و روزهای دیگرتان را نابود کنند. تمام سعیتان را بکنید تا ببینید کجا اشتباه کردید، اما با این حقیقت کنار بیایید که نمی توانید آینده را تغییر دهید. آینده در دستان شماست... آن را تحت کنترل درآورید و تقدیر خود را بسازید.

درس چهارم: "زندگی تا وقتی ارزش زندگی کردن دارد که در آن خنده باشد."

   در دوران اخیر که زندگی بسیار تیره و تا شده، آسان است که احساس شکست و ناراحتی داشته باشیم. اجازه ندهید این احساسات بر شما غلبه کنند. در برابر افسردگی که در این دوران به راحتی به سراغ انسان می آید، به شدت مبارزه کنید؛ و سخت تلاش کنید تا به یاد آورید که زندگی در مورد خنده، و یافتن شادی با عزیزانمان است.

   اگر احساس می کنید غمگین هستید، به یک دوست یا یکی از اقوام زنگ بزنید، یا تلویزیون را روشن کنید و یک فیلم خنده دار ببینید. [البته اگه قیمتها پایین بیاد، 90درصد مشکلات ما حل میشه نویسنده عزیز. برای رد کردن همین 3 مورد که ترجمه کردم، 10 دلیل میتونم بیارم که هممون می دونیم و لازم نیست بگم]

درس پنجم: "شاید از واقعیت خسته شوید، اما هرگز از خیالپردازی خسته نمی شوید."

   رویا پردازی، بخشی از وجود انسان است. این ویژگی منحصر به فرد ماست که همیشه برای کارهایی که آرزو داریم انجام دهیم، مکان هایی که آرزوی دیدنشان را داریم، و موفقیت هایی که امید افزایش آنها را داریم، خیالپردازی کنیم. در سال 1392، خیالبافی را فراموش نکنید و خودتان را باور داشته باشید.

   شما آیندۀ خود هستید. سرنوشتتان را خودتان می سازید. موفقیتی نیست که نتوانید به آن دست پیدا کنید... تا زمانی که برایش نقشه می کشید، سخت کار می کنید، و از رسیدن به آن دست بر نمی دارید.

ممکن است باد همیشه پشت سرتان باشد و خورشید جلوی رویتان، و ممکن است بادهای سرنوشت آنقدر شما را بالا ببرند تا بتوانید همراه ستاره ها برقصید.

سال نوی همه شما پر از عشق و امید باد

دختری از گرین گیبلز

پانوشت: منبع خبر ظاهرا حذف شده ولی مربوط به همون سایت سالیوان انترتینمنت بود. آدرس قبلی این سایت anneofgreengables.com بود که چند وقتی میشه به anne.sullivanmovies.com تغیییر پیدا کرده.

برچسب‌ها: سال نو، سریال آن شرلی، کتاب آن شرلی، آنه شرلی