دوستای گلم سلام. خوبین؟ از من نپرسین که خیلی خسته ام. متاسفانه خیلی هم توی ذوقم خورد. رفتم نمایشگاه دنبال کتاب قصه های جزیره و امیلی، اما هیچکدوم توی نمایشگاه نبود. نه اسمی ازشون توی سیستم بود، نه حتی همچین نشری توی نمایشگاه غرفه داشت. حتی از مسئول غرفه خواهش کردم کلمه امیلی رو سرچ کنه و هرچی امیلی بود رو بهم بگه. نه... خبری نبود. 5تا از کتابهام رو نتونستم پیدا کنم و این یعنی فاجعه! امیلی، قصه های جزیره، شناخت اساطیر ایران، تلخکامی های سوفی، حتی از ارباب حلقه ها هم خبری نبود! فقط یه کتاب درسی و یه کتاب دیگه درمورد اساطیر (شانس آوردم استادمون قبلا معرفی کرده بود) دستم بود. 30 تومان بن کتاب مونده بود روی دستم و نمی دونستم چیکارش کنم. خسته... ناامید... شاید باورتون نشه اما دو-سه بار مسیر بین شبستان و غرفه کودک و نوجوان رو طی کردم. دیگه رمقی برام نمونده بود.

   حتی یه سر به کتابسرای تندیس (هری پاتری ها خوشحال باشن) هم زدم. کل هری پاتر ها رو تمیز و مرتب، جلوی چشمم دیدم. یه لحظه به سرم زد همشون رو بخرم اما مسئول غرفه گفت همش باهم بیشتر از صد هزار تومان میشه (فکر کنم 135تومان) و آب پاکی رو ریخت روی دستم.

   دیگه کم کم داشتم به این فکر میکردم که بن رو بدم دوستم، شاید به دردش بخوره و برای اون مفید باشه. اما نمیدونم چی شد که یهو یاد کتاب «در جستجوی دلتورا» افتادم. کتابی که به شدت شبیه ایده داستان جدیدم بود و از وقتی این شباهت رو فهمیدم، به کلی از نوشتن اون داستان ناامید شدم. وقتی فهمیدم نشر قدیانی این کتاب رو داره، داشتم پر در می آوردم! می تونستم یه بار دیگه انبوه کتابهای آنه شرلی رو ببینم که روی میز چیده شده بود. البته امسال تعدادشون کمتر بود. از مسئول غرفه اجازه گرفتم و چندتا عکس از کتابها گرفتم که به زودی براتون میذارم. فقط تاکید کرد که قید کنم این عکس ها که از کتابهای آنه گرفتم، متعلق به نشر قدیانی هست. خلاصه این کتاب حدود 30 تومان برام آب خورد و از گرفتنش راضی هستم. دلم برای خوندن داستانهای فانتزی که حماسه و اسطوره هم داشته باشه، تنگ شده بود.

   حالا فیلیپا [یکی از دوستام که منو یاد فیلیپا، دوست آنه می اندازه] میاد میگه اینا چیه رفتی گرفتی! بفرما! دانشجوی ادبیات فارسی که همچین حرفی بزنه، وای به حال بقیه. خب سلیقه هرکس با دیگری فرق داره. منم فانتزی دوست دارم خب. کتاب رو برای خودم گرفتم؛ برای تو که نگرفتم. سلیقه من زمین تا آسمون با تو فرق داره؛ اگه خوشت میومد باید تعجب میکردم! ولی قیافه شون خیلی دیدنی شده بود. با کلی سر و صدا اومدن کیسه های پلاستیکی رو ازم گرفتن تا ببینن چی خریدم (حالا انگار سوغات براشون آوردم!) اما همشون یهو وا رفتن و خورد توی ذوقشون. فقط همین سه تا: دلتورا، فرهنگ اساطیر ایران، حافظ نامه! همون بهتر که وا رفتن، وگرنه مگه میشد کتاب رو ازشون بگیری؟ الان یهو به شک افتادم. من این کتابها رو برای خودم خریدم، یا برای اونا؟ اینقدر راحت و صریح اظهار نظر میکردن که آدم شک میکنه نکنه قرار بوده کتاب رو برای اونا بخره نیشخند

   فیل هوزم میگه این همه راه رفتی این سه تا رو گرفتی؟ حالا نمیگه همین حافظ نامه که کتاب درسی هست، 42تومان قیمتشه. تازه با تخفیف!!! اساطیر هم 20 تومان، دلتورا که هشت جلده هم 28 تومان. خداییش از دوتا بن 50تومانی چی باقی می مونه؟ حالا این قیمت ها تقریبی هست ها. پول خرد هاش رو ننوشتم. هرچی هم از کارتم موند رو دادم دوستام استفاده کنن، چون توی مسیرم کتابی به چشمم نخورد که توجهم رو جلب کنه. به درد من که نخورد، لااقل کار اونا رو راه بندازه.

   پانوشت: این هم عکسهایی از کتابهای آنه شرلی، در غرفه نشر قدیانی. برای دیدن در اندازه بزرگتر روی اونا کلیک کنین.

   خودمونیم، پارسال تعداد کتابهای آنه شرلی خیلی بیشتر از اینا بود. شاید نزدیک به دو برابر بیشتر از این! در هر حال، مشخصه که چهار کتاب اول فروش بیشتری داشتن. نمیشه گفت طرفدار بیشتری هم داشتن... چون همه، معمولا کتابها رو به ترتیب می خرن و بقیه رو هم ممکنه به روشهای مختلف (مثل هدیه گرفتن یا خرید از کتابفروشی ها) تهیه کنن. بازم به معرفت نشر قدیانی که ما رو نا امید نکرد و نمایشگاه امسال حداقل یه کتاب داستان تونستم بخرم.

   دیگه ببخشید اگه عکسها جالب در نیومده. بعدا که نگاهشون کردم، خودم از کیفیت عکسها راضی نبودم. چه از نظر هنری، چه فنی. باید بیشتر عکس می گرفتم. واقعا از این کارم تعجب میکنم!

برچسب‌ها: کتاب آن شرلی، کتابهای آن شرلی، کتاب های آنی شرلی، نمایشگاه کتاب، انتشارات قدیانی، نشر قدیانی، آنی شرلی