ســــــلااااااااام!!! من برگشتم! خوبین؟ دلتون برام تنگ شده بود؟ اول از همه جا داره یه تشکر جانانه بکنم از همتون که با وجود تعطیلی موقت، بازم به این وب سر زدین و نگذاشتین آدم دو دقیقه بخوابهنیشخند ممنونم که از آنه خواهش کردین جادوش رو زیاد کنه تا برگردم. خب، به امید خدا استارت کار رو با یه ترجمه بزنیم.

   خب دوستان، سایت رسمی آنه در گرین گیبلز این بار میخواد به ما بگه که چرا آنه شرلی هنوزم یه شخصیت محبوب به حساب میاد. البته خودش هم از یه سایت دیگه درآوردهنیشخند این متن رو عیناً از خود سایت ترجمه کردم. پس وقتی نوشته "من"، به خودم اشاره نکردملبخند

بریم ادامه مطلب...  

   با اینکه نگارش رمان های آنه شرلی به سال 1908 میلادی بر می گردد، اما به نظر می آید که همین دیروز نوشته شده اند و من مدت زیادی است که این حقیقت را باور دارم. البته از آن زمان تا به حال، به طور حتم چیزهایی مثل شیوۀ حمل و نقل به کلی تغییر کرده اند اما چیزی که عوض نشده، تجربیاتی است که آنه و شخصیتهای دیگر قصۀ او داشته اند. آنه در طول زندگی اش با تراژدی، ناامیدی، و طرد شدن مواجه شده؛ با این حال او همیشه تلاش می کرده تا نگاه مثبت و خیال انگیزش را حفظ کند.

   آنه به جای اینکه مدام منفی بافی کند عمیق تر نگاه کرد . او با استفاده از تجربیاتی که در زندگی به دست آورد، بالاخره شادی، زیبایی، معنویت، و دانش را پیدا کرد. اگر این ها برای مردم دنیای مدرن امروز، خوشایند نباشد دیگر نمی دانم چه چیز دیگری ممکن است خوشایند باشد.

   به سادگی می توان دریافت که داستان های آنه شرلی به ما یادآوری می کنند که اگر به اندازه کافی "تخیلمان را وسعت بدهیم"، همه چیز امکان دارد. پس هرکدام از رمانهای لوسی مود مونتگومری را که بخوانید یا هرکدام از فیلمهایی که کِوین سالیوان درباره آنه ساخته را تماشا کنید [و همچنین کارتونش را] آنه شرلی همیشه آنجاست که این موضوع را به شما یادآوری کند، و او سالهای سال در آنجا خواهد بود.

امضا: دختری از گرین گیبلز