خب... ظاهرا قرار بود شبکه نمایش پشت صحنه سریال آن شرلی رو بذاره اما دروغ گفت تا جذب مخاطب کنه و مردم قسمت آخر فیلم دروغین و افتضاحی به اسم آغازی نو رو ببینن. راستی سلام! به هر حال تا وقتی که این پست پا بر جاست، این لکه ننگ توی کارنامه این شبکه باقی می مونه و اتفاق اون شب هرگز فراموش نخواهد شد.

    اما عوضش من براتون پشت صحنه های دیگه ای دارم. توی این پست می تونین دوتا فیلم کوتاه از پشت صحنه فیلم جدید آنه دانلود کنین. البته بیشتر با بازیگرها یا عوامل اصلی مصاحبه شده و چیز زیادی از مراحل ساخت فیلم دیده نمیشه. حرفاشون هم کلی هست (البته تا جایی که من تونستم بفهمم). به نظر میاد که سازنده ها ترجیح میدن کارشون رو دور از جنجال رسانه ای پیش ببرن. نمیخوان مثل بعضی از کارها بیخودی توی بوق و کرنا کنن و آخرش هم مثل Assassin's Creed شکست بخورن. یعنی هروقت این شرکت برای قسمت بعدی این بازی تعریف و تمجید کنه و مخصوصا از میزان هزینه ای که برای بازی شده بگه، من مطمئن میشم که با یه افتضاح طرفم.

    آدمای عاقلی به نظر میان. توی کلیله و دمنه نوشته که قبل از انجام هر کاری، بیخودی همه جا جار نزنین؛ چون اگه موفق نشین اون کار رو انجام بدین فقط خودتون رو کوچیک کردین. اگر هم چند بار این اتفاق بیفته (جار بزنین و موفق نشین)، مردم نسبت به شما بی اعتماد میشن و هر وقت بخواین قبل از انجام کاری ازش تعریف کنین، مردم تقریبا مطمئن میشن که باز قراره شکست بخورین. ما یه دوستی توی دانشگاه داشتیم؛ این هر وقت قبل از اینکه بره پای تخته ارائه بده، از کارش تعریف و تمجید می کرد، مطمئن بودیم که قراره یه کنفرانس مسخره ارائه بده. جالب اینکه همیشه هم این حدسمون درست از آب در می اومد! متن کلیله و دمنه اینطور ادامه داشت که حتی اگه جار زدین و موفق هم شدین، کار از ارزش می افته چون قبلش اونقدر تعریفش رو کردین که دیگه تازگی و جذابیتش رو از دست میده.

    احتمالا سازنده های فیلم جدید آنه هم میخوان تمام حرفاشون رو موقع پخش بزنن. بهشون حق میدم... تقریبا همه طرفدارها کتاباش رو خوندن. توی کانادا که هم ازش فیلم ساختن (رویای سبز) هم یه کارتون. ژاپنی ها هم که یه کارتون موفق ازش ساختن (بقیه کشورها رو نمی دونم). نمی دونم توی کدوم کشور ولی از روی این داستان تئاتر های موزیکال هم اجرا شده. پس خیلی ها زیر و زبر داستان رو می دونن یا اگه نمی دونن، حداقل کلیات داستان رو می دونن. منم اگه جای اونا بودم پشت صحنه رو برای بعد از پخش نگه می داشتم تا ترفندهای متفاوت قصه گویی ام فاش نشه. فقط امیدوارم مثل رویای سبز، ۱۰ دقیقه از فیلم رو الکی توی خونه خانم هاموند و یتیم خونه هدر ندن. مثل کارتونش (و اصلا مثل کتاب) این چیزا رو توی همون کالسکه برای ماریلا... اوه نه. نه! اگه اشتباه نکنم یه جا خونده بودم که قراره از اتفاقات "پیش از گرین گیبلز" هم استفاده کنن! داستانی که یه نویسنده دیگه در مورد بچگی آنه و دوران یتیم خونه نوشته. وای خدای من... سالیوان سعی کرد بیشتر اتفاقها رو توی فیلمش بیاره ولی مجبور شد اتفاقها رو به سرعت به هم ربط بده و مثلا مدرسه نرفتن آنه رو حذف کرد. فیلمش با وجود اینکه خلاصه بود، سه ساعت تمام بود. حالا اینا که احتمالا یه ۲۰ دقیقه ای با پیش از گرین گیبلز کار دارن، چطور میخوان اون همه اتفاق رو جا بدن؟ آخه چرا آنه تبدیل به سریال نشد؟

    باز دو روزه همش آنه رو دیدم، منم زیاد حرف می زنم. ببخشید. راستی کلیپی از بازی الا بالنتاین در چند کار مختلف رو هم میذارم. سعی شده حس های مختلفش رو نشون بده. از بازی کردن در نقش یه مرده بی روح بگیر تا یه بچه شر و پررو (اینطور که فهمیدم اون دختر کوچیکی که اول فیلم هست در اصل مرده و روحش اونجاست. چون اون مرد ازش می پرسه تو مردی؟ الا هم میگه بله. دقت کنین موقع حرف زدنش صداش می پیچه). توی یکی از کارهاش قراره از خواب بپره، جیغ بکشه و گریه کنه. به نظرم خیلی طبیعی از پس این کار بر اومده.
یک خواهش: برای ترجمه گفتگوهای پشت صحنه ها به یک مترجم نیازمندیم.

پشت صحنه اول     پشت صحنه دوم     نمونه بازی الا

برچسب‌ها: سریال آنشرلی، سریال آن شرلی، فیلم آن شرلی، فیلم آنشرلی