چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢

سلام دوستان. متاسفانه باخبر شدم که دوتا از وبلاگ نویس های آنه شرلی (ملیکا شرلی و سحر بلایت) که از دوستای صمیمی من هستن، تصمیم گرفتن یه مدت وبشون رو آپدیت نکنن تا در خلوت خودشون آنه رو بهتر حس کنن. اتفاقا این دکلمه از قسمت 17 که خداحافظی آنه و دیانا، بعد از اون جریان مسمومیته، خیلی مناسب این حس و حال منه.

   این دکلمه رو تقدیم میکنم به ملیکا شرلی و سحر بلایت که این مدت خیلی زحمت کشیدن تا آنه شرلی به جایگاه حقیقی خودش در دنیای مجازی برسه. همچنین این دکلمه رو تقدیم میکنم به دیانا باری خودم، که الان 8ساله ندیدمش و خبری ازش ندارم. دیانای من، هرجایی که هستی، خدا حفظت کنه و موفق باشی. بهترین آرزوها رو برات دارم دوست عزیزم.

   همچنین نامه ای برای ملیکا و سحر نوشتم که می تونین اون رو هم در ادامه مطلب بخونین. دوستانی هم که نظر میدن لطفا یه کم صبر کنن تا سر فرصت جوابشون رو بدم. این مدت سرم خیلی شلوغه. همچنین معذرت میخوام که مدتیه به وب دوستانم سر نمیزنم. به زودی مشکلم حل میشه. تأخیر من رو برای گذاشتن این پست به بزرگی خودتون ببخشید.  

-خداحافظ ای ستاره دنباله دار دوستی. آسمان دوستی ما در این تاریکی غریبانه، با ستارگانی از مهر خواهد درخشید و تَجَلیشان را مهرورزی خواهد آموخت. قلبم را که با آهنگ بی تابی تو خواهد تپید، برای تو نگه خواهم داشت.

دیگر ندیدن

رنج تنهایی کشیدن

در سکوت سنگین تنهایی...

همچو تبداری...

هزاران واژه درهم به هم تابیدن

سپس خواب دیدن

خواب رویاهای سبز

مرمرین ساق ‌های قوش و توس...

قصر آذین بسته از فانوس ماه

-خداحافظ. داره دیر میشه، باید برم.

و آنجا روی پل...

رنج بی‌گنج آخرین دیدار را در دل داشتن

دست‌ها را بر روی هم فشردن

بعد، بدرود گفتن

بدرود گفتن

دانلود با کیفیت بالا (mp4)     دانلود صدای دکلمه (mp3)     دانلود برای گوشی‌های قدیمی (3gp)


ملیکا و سحر عزیز، سلام

هنگامی که متوجه شدم قصد رفتن دارید، ابتدا بسیار غمگین و دلشکسته شدم. چرا که شما همراهان نیک من، برای آنه شرلی، این تینیجر 100 ساله، زحمات بسیار کشیدید و زیبایی ها خلق کردید. از لطفی که نسبت به من داشتید و دارید، بسیار سپاسگزارم... به طوری که اکنون می توانم جلوی آنه شرلی سرم را بالا بگیرم و با سربلندی بگویم که آنه، هرچه از دستم بر می آمد برای تو انجام دادم و تا توان دارم، ادامه خواهم داد. اما فراموش نکنید که معصومه عزیز، اولین وبلاگ نویس آنه بوده و خواهد بود... و شالوده وبلاگ نویسی برای آنه را او در این فضای مجازی بنیان نهاد. اگر من استاد و اسطوره شما هستم (که این محبت شما را می رساند)، معصومه نیز استاد و اسطوره من است. پس از شما خواهش دارم همانگونه که تا این حد به من محبت دارید، او را هم استاد و اسطوره خود بدانید؛ و به یاد داشته باشید که اگر او این کار را شروع نمی کرد، شاید اکنون هیچکدام از ما در این جایگاه نبودیم.

   اما اصراری بر ماندن شما نمی کنم، چرا که شما قطعا دلایلی برای خود دارید. ما چهار نفر مانند آنه و دیانا، پیوند دوستی ناگسستنی و بی آلایشی با یکدیگر بسته ایم... پس تفاوتی نمی کند که فاصلۀ میان ما چقدر باشد. همین که قلب هایمان به هم نزدیک است، کافیست. این وب هم مانند پل پیروزی آنه، محل تحکیم و تجدید پیوند دوستی های ما خواهد ماند، و امیدوارم هر پستی که در این وب گذاشته شود، این پیوند را محکمتر کند.

   از اینکه وبلاگ خود را همچنان پابرجا نگه داشتید، بسیار سپاسگزارم.. وبلاگ هردوی شما آنقدر عزیز است که برایم حکم موهای دیانا را دارد. مطمئن باشید آرشیو وبلاگتان را در یک فلش ذخیره خواهم کرد، و همیشه به همراه خواهم داشت. تا چند روز پیش تصور می کردم فقط و فقط یک دیانا در دنیا دارم... اما در این هفته فهمیدم که ارزش همه شما طرفداران آنه شرلی در نزد من، کمتر از دیانای خودم نیست. امیدوارم زمانی که راهمان از یکدیگر جدا شد و دلتنگ یکدیگر شدیم، این دکلمه را که بسیار مناسب این حال و هواست، در خلوت خود با جان و دل گوش دهیم و یادی از هم بکنیم.

با احترام، دختری از گرین گیبلز

برچسب‌ها: دانلود دکلمه آن شرلی، دانلود دکلمه آنشرلی، دکلمه آنشرلی، دکلمه آن شرلی