شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢

دوستان عزیز، سلام. انگار ما هنوز رفتنی نیستیم البته اگه یکی از دوستان یادم نمی انداخت که دکلمه تیتراژ آنه شرلی رو برای دانلود نگذاشتم، دیروز - پریروز رفته بودم. دارم یه کارهایی برای تیتراژ می کنم. مطمئنم که حسابی غافلگیر میشین.

   خب رسیدیم به این نامه. اینا آخرین حرف های آنه در قسمت آخر کارتون بود. همون نامه ای که برای استلا می نوشت و بعد از اون هم آخرین دکلمه پخش میشد. ظاهرا حرفایی که آنه در دوبله فارسی میگه کمی با نسخه زبان اصلی فرق داره اما این باعث نشده که جملات فارسی، زیبا و دلنشین نباشن یا لطمه ای به کار خورده باشه. برعکس، به نظر من زیباترش کرده. توی این نامه، آنه نه تنها با استلا بلکه انگار با تمام مردم جهان... با من و شما حرف می زنه. آنه از همه میخواد که رویاهاشون رو فراموش نکنن و با شادی و امید به زندگی ادامه بدن. آنه زندگی رو مثل یه جاده می بینه که نمی دونیم هر لحظه پشت پیچ بعدیش، چه چیزی انتظارمون رو می کشه. گاهی پشت این پیچ، یه جنگل زیبا وجود داره و گاهی به یه خارستان می رسیم. در هر حال باید این جاده رو پیمود. اون جنگل زیبا و اون خارستان همیشه توی مسیر ما باقی نمی مونه، اما مهم اینه که وقتی به پشت سرمون نگاه می کنیم، آثار کارهای خوبمون رو ببینیم و تا حد امکان کسی رو نرنجونیم.

   شب ها قبل از خواب، وقتی خسته اید یا احساس می کنید رویاهاتون در آستانه نابودی قرار گرفته، به این حرفای آنه گوش بدین. مطمئن باشین که آرومتون می کنه و بهتون انگیزه میده که دوباره شروع کنین. بهتون انگیزه میده که "زندگی کنین"... نه اینکه فقط "زنده باشین". فرق ما با یه تک سلولی در همینه، اینطور نیست؟ چون اون تک سلولی هم زنده هست اما فکر نمی کنم خیلی معنای "زندگی کردن" رو بفهمه.

.
   متن و لینک دانلود، مثل همیشه در ادامه مطلب. 

 

   استلای عزیز، امروز هنگامی که نامۀ تو را خواندم یک لحظه قلبم فشرده شد؛ زیرا تو خوشحال بودی از اینکه باهم پشت یک میز و نیمکت خواهیم نشست. اما متأسفانه این سعادت مرا یاری نخواهد کرد. وقتی اینجا جلوی پنجره می نشینم و بوی تند نعنا را استنشاق می کنم... کلاه برفی کوهسار را می بینم، از خودم می پرسم: "چرا می خواستی خودت را از این زیبایی و لذت محروم بکنی؟" اکنون می دانم آینده ام چه خواهد بود و چرخ زندگی ام چگونه خواهد چرخید. من می خواستم معلم بشوم و اکنون بایست در مدرسه ای که زمانی خودم پشت میز و نیمکت آن نشسته بودم  تدریس بکنم، و این برایم مسرت بخش است. با اغلب دوستان دوران مدرسه ام تفاهم کامل دارم به طوری که باهم پیمان بسته ایم برای شهرمان اونلی خدمتگزار صادقی باشیم، همانگونه که معلمینمان بوده اند.

   استلا، در جاده زندگی هر انسانی پیچ و خم هایی وجود دارد و هرگز کسی نمی داند پشت اولین پیچ یا دومین پیچ، چه چیزی نهفته است. در این لحظه، در این ساعت، فقط این را می دانم که در اولین پیچ و خم زندگی ام مدرسه اونلی قرار گرفته است و همانطور که گفتم، این مرا خوشحال خواهد کرد.

   استلا دلم می خواهد در پیچ و خم بعدی زندگی ام، رویاهای سبز و قشنگم جان بگیرند و مانند پرنده ها بر فراز قله های مرتفع به پرواز درآیم. تصور می کنم اگر انسان رویایی نداشته باشد، در افق چیزی نخواهد دید؛ در آب، آینه ای نخواهد یافت؛ در میان گلهای هزار رنگ، رنگی نخواهد دید؛ در میان امیدها، امیدی نخواهد یافت و ناخشنود خواهد شد. من رویاهایم را می ستایم و گرین گیبلز را وطن خود و زادگاهم می دانم.

دانلود با کیفیت بالا (mp4)     دانلود صدای دکلمه (mp3)     دانلود برای گوشی‌های قدیمی (3gp)

برچسب‌ها: کارتون آن شرلی، کارتون آنشرلی، دوبله آن شرلی، دوبله آنشرلی